<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="0.91">
	<channel>
		<title>Haftan</title>

		<link>http://www.haftan.com/</link>
		<description>Haftan.com</description>
		<generator>ASP-Rider Modular V1.1 - http://www.asp-rider.com/</generator>
<item><title>هفتان؛ پس از سه سال و شش ماه</title><link>http://www.khabgard.com/?id=-552400558</link><description>سیدرضا شکراللهی: سه سال و شش ماه پیش در خوابگرد نوشتم «۱۵ مرداد ۱۳۸۴ را به‌خاطر می‌سپارم و از این لحظه، گشایش سایت هفتان را اعلام می‌کنم.» اکنون، سه سال و شش ماه از آن روز گذشته است. حاصل این زمان دراز، برآمدن سایتی بوده است که به همت اعضای فعال و صبورش و با تلاش همکارانِ بزرگوار و سخت‌کوش‌ام، با حدود نوزده هزار لینک به خبرها، مطالب و مقالات گوناگون در زمینه‌های ادبیات، هنر و فلسفه، به گنجینه‌ای عظیم و بی‌بدیل تبدیل شده است. اما از چند روز پیش، این سایتِ فرهنگی در وضعی قرار گرفت که از آن باخبرید. در روندِ پی‌گیری، اکنون به نقطه‌ای رسیده‌ام که مجبورم هرگونه تصمیم‌گیری در باره‌ی ادامه‌ی فعالیت هفتان را به زمانی دیگر ـ نمی‌دانم کی ـ موکول کنم.</description></item><item><title>گفت‌وگو با احمد بیگدلی، نویسنده</title><link>http://www.farhangdaily.com/page/87-11-14/farhangoadab.htm#1</link><description>بیگدلی: من فکر می‌کنم گاهی امکان دارد به دلیل حجم بالای کار، این جور مسائل (تاخیر در مجوز) اتفاق بیفتد. گرچه ممکن است بعضی افراد فکر کنند که من محافظه‌کارانه این حرف‌ها را بیان می‌کنم و نمی‌خواهم رابطه‌ام با ارشاد به هم بخورد، در حالی که من اصلاً این خیال را ندارم که رابطه‌ام با کسی به هم بخورد، مگر اینکه جنس او با جنس من سازگاری نداشته باشد، چون آدم منافقی نیستم که با همه کنار بیایم... 
</description></item><item><title>برگزیدگان گویا ۲۰۰۹</title><link>http://raminmolaei.blogfa.com/post-204.aspx</link><description>فستیوال سینمایی معتبر «گویا» برگزیدگان سال ۲۰۰۹ خود را معرفی کرد. فهرست برگزیدگان و عکس‌هایی از مراسم شب پایانی و نیز سکانس‌هایی از فیلم‌های برگزیده را ببینید. </description></item><item><title>کابوس یک شرم تاریخی</title><link>http://www.longcuts.com/index.php?option=com_content&task=blogsection&id=6&Itemid=27</link><description>«کتاب‌خوان» همان فیلمی بود که پس از شش سال غیبت، از کارگردان انگلیسی و گزیده‌کارش، استفن دالدری، انتظار داشتیم. پس از روایت دراماتیک دالدری در «بیلی الیوت» از پسرکی که استعداد شگرفی در رقص دارد و به دنبال آن خلق هزارتوی پیچیده‌ای به نام «ساعت‌ها» که به بررسی زندگی سه زن در سه عصر به گونه‌ای بدیع و تجربه‌نشده می‌پردازد، اینک درام پساجنگی «کتاب‌خوان»، هتریک دالدری را در احراز نامزدی اسکار بهترین کارگردانی تکمیل می‌کند. [یادداشتی بر فیلم «کتاب‌خوان» ساخته‌ی اخیر استفن دالدری]</description></item><item><title>سیاوش جمادی و کتاب جدیدی از هایدگر</title><link>http://www.ibna.ir/vdccoxq1.2bq148laa2.html</link><description>ترجمه‌ی سیاوش جمادی از کتاب «چه باشد آن‌چه خوانندش تفکر» اثر مارتین هایدگر، متفکر آلمانی، منتشر می‌شود. وی این کتاب را «درس‌گفتاری» می‌داند که با قدرت، اندیشه‌های مدرن درباره‌ی تفکر را نقض می‌کند.</description></item><item><title>نگاه عتیق رحیمی از پس عینک اشرافیت</title><link>http://doshanbeha.blogspot.com/2009/02/blog-post.html</link><description>محمدعلی کریمی: عتیق رحیمی، نویسنده‌ای خلاق و خوش ذوق است. تاریخ افغانستان تاریخ رنج و مرارت است، رنج و مرارتی که نه او در لانه‌ی کابلی اش توانست درک کند و نه هم از برج عاج پاریسی‌اش توانست ببیند. عینک اشرافیت و سمعک سلطنت، تیره‌تر و ضعیف‌تر از آن است که چهره‌ی اشک‌آلود کودکی و یا صدای ناله‌ی مادری را ببیند و بشنود. من احساس دوگانه‌ای نسبت به او دارم، به او افتخار می‌کنم به عنوان یک افغانی که «گنکور» گرفته است و شرمسارم از نگاه یک‌جانبه‌ی او به رنج‌های وطن و هموطنان‌اش. </description></item><item><title>پژوهشی در ادبیات رسانه‌ای ایران</title><link>http://khovarnagh.blogfa.com/post-392.aspx</link><description>در پدیدارشناسی رسانه‌ها و تطوّر زبانی آن به سمت‌وسویی که مسیر واقعی ادبیات رسانه‌ای را تعیین کند، پیش از انقلاب مشروطه قدم‌های اصلی برداشته شد، به نحوی که زبان و نثر به کارکرد فراگیر خود دست یافت. بدین ترتیب در حقیقت نوعی خاصیت‌زدایی از نثر موجب آن شد که به فهم عامه نزدیک‌تر شود؛ هرچند که مخاطبان رسانه‌های آن روز کماکان اقلیتی از جامعه را شامل می‌شدند و بی‌سوادی و آگاهی اندک عامه‌ی مردم، ایشان را از عرصه‌ی مطبوعات دور نگاه می‌داشت.</description></item><item><title>نگاهی به زندگی و آثار محمودی خوانساری</title><link>http://gol-ha.blogfa.com/post-65.aspx</link><description>محمودی تا سال ۱۳۵۶ حدود ۱۴۰ اثر در برنامه‌های گل‌های رنگارنگ، برگ سبز، یک شاخه گل و سپس گل‌های تازه اجرا می‌کند. در این برنامه‌ها وی با بزرگترین نوازندگان تاریخ موسیقی ایران هم‌چون محجوبی، شهناز، یاحقی، بدیعی، ورزنده، مجد، عبادی و دیگران همکاری می‌کند.</description></item><item><title>نگاهی به یک سایت عکاسی و عکس‌های‌اش</title><link>http://www.iranqpg.com/weblog/showArchive.asp?year=1387&month=11&u=40#781</link><description>نگاهی به سایت عکاسی مستند « foto8» و یک گزارش تصویری.  </description></item><item><title>دعوت «بهرام بیضایی» از «آذر شیوا»</title><link>http://talkhzibast.persianblog.ir/page/8</link><description>اعلام دعوت بهرام بیضایی از آذر شیوا برای بازی در فیلمی به نام «اعتراض» که آن را بر اساس زندگی هنری «آذر شیوا» هنرپیشه نوشته است، جنجال اولین روز  جشنواره فیلم فجر بود. او سه فیلم‌نامه درباره‌ی سینما نوشته است که اولی «اعتراض» نام دارد، دومی «لبه پرتگاه» و سومی «وقتی همه خوابیم» و این سه‌گانه به بررسی فضای سینمای ایران می‌پردازد.</description></item><item><title>تهران را دریابیم</title><link>http://www.etemaad.ir/Released/87-11-14/183.htm#133429</link><description>زلزله‌ها، اگر از ابتدای روایت مانند کتاب «کوری» به شکلی اغراق شده در فضای تهران به وقوع می‌پیوست، حاصل طبیعتاً کار قابل درنگ‌تری بود. فرصت پرداختن به نمادها یا نشانه‌های انسان امروزی شرقی در آن متن به خوبی فراهم بود. یعنی در میان یک خرابه راوی در کنار افراد مختلف زندگی می‌کرد؛ افرادی که اگر نه مانند او درگیر اعتیاد، اما هر کدام وجهی از خود را از دست داده‌اند که به آن به شدت عادت کرده بودند. [نقدی بر رمان «نگران نباش» نوشته‌ی مهسا محب‌علی]</description></item><item><title>نگاه اهل ادبیات به برگزار نشدن جوایز ادبی مستقل</title><link>http://www.hayateno.ws/Detail.aspx?cid=142355&catid=489</link><description>فرزانه طاهری: این انتخاب و نظر شخصى من نیست. تصمیم هیئت داوران است که ما هم به آن احترام مى‌گذاریم. هر چند که برگزارى این مراسم و مجموعه‌ی اتفاق‌هاى آن، همیشه براى ما دلپذیر بوده است اما به هر قیمتى هم نمى‌خواهیم ادامه دهیم. [نظر محمود دولت‌آبادی، مژده دقیقی، جواد مجابی و فرزانه طاهری]</description></item><item><title>گفت‌وگو با «نصر حامد ابوزید»</title><link>http://etemademeli.com/1387/11/14/EtemaadMelli/851/Page/7/</link><description>ابوزید: متفکران ایرانی نظیر عبدالکریم سروش یا محمد مجتهدشبستری متفکران بسیار مهمی هستند. آن‌ها روی هرمنوتیک قرآنی کار می‌کنند که من دلم می‌خواهد بسط‌اش دهم، اگرچه به شیوه‌ای دیگر اما با همان هدف. مسلماً پژوهشگران اسلا‌می اصلا‌ح‌طلب و مدرنی در اندونزی یا آفریقا نیز وجود دارند، اما آن‌ها روی تفسیر قرآن متمرکز نشده‌اند. </description></item><item><title>سرودهای انقلابی</title><link>http://www.aviny.com/Voice/enghelab/enghelab.aspx</link><description>دانلود ۳۵ سرود انقلابی.</description></item><item><title>سراغی از «حسین پرتوی» نمی‌گیرند</title><link>http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1281373&Lang=P</link><description>گزارشی از وضعیت حسین پرتوی، یکی از عکاسان تاثیرگذار دوران معاصر و انقلاب که پس از ۵۰ سال تلاش حرفه‌‌ای در زمینه‌ی عکاسی معاصر ایران، از ۲۸ فروردین به بیمارستان منتقل شده است. </description></item></channel></rss>